عکسها و رونوشته های ایمان مددی
دست نوشت و عکسدونی شخصی
این روزها خیلی تنها بودم ولی هرجور که می شد خودم رو سرگرم میکردم تا با یک بازی انلاین اشنا شدم که طراحی ان ما کشور خودمونه و حسابی من رو سرگرم کرد و مطمئن هستم تا ۱ سال دیگه یه دهکده در تراوین امتحانش ضرر نداره برو ثبت نام کن اگه بازی کردن لذت نداشت دیگه بازی رو ادامه نده ولی به امتحانش می ارزه.... روی لینک پایین کلیک کن تا وارد سایت بشی ..... باز هم سلام ... اگر بدی یا ناراحتی بود حلال کن دیگه شرمنده ... این صحبت های بود که سربازان اموزشی گروهان جهاد به هم دیگه میگفتن و هم دیگر را در اغوش میگرفتن ...چون ۲ ماه اموزشی تمام شده بود دیگه وقتی برای اخرین بار می خواستم یه دوری دور اسایشگاه بزنم و برای اخرین بار جاهای رو که با دوستان مینشستیم و گل میگفتیم و گل می شنیدیم رو ببینم صدای گریه بعضی از بچه ها رو می دیدم اخ چقدر حالم گرفته می شد... واقعا دوستی زیباست ...همیشه زندگیست که ما رو از هم دیگه جدا می کنه هر یک از دوستان جایی افتادن ....سیستان و بلوچستان ...ایلام ....بیرجند و .... برای دوستانم که افتادن سیستان خیلی نگرانم خدا بخیر بگذرونه .... بالاخره لباس سبز سربازي رو تن كرديم و در حال حاظر در پادگان مالك اشتر اراك يا بهتر بگم مهمانسراي مالك اشتر اراك خدمت ميكنيم ... بعد از اين همه راه حل هاي بيخود براي پيچوندن خدمت در ۱/۰۶/۸۸ رفتيم خدمت و واقعا جالب بود الان واسه مرخصي ميان دوره اومديم خونه وتا پايان اموزشي ۷ روز ديگه بيشتر نموده خدا ميدونه كجا تقسيم ميشيم ولي خوب زياد هم مهم نيست به اميد خدا هر وقت زمان ازاد بيشتري داشتم خاطرات بسيار شيرين خدمت رو مينويسم... هتلسراي گردان عاشورا گروهان جهاد می دانی یعنی چه؟یعنی باید امثال شارون-امثال یزید-همه قاتلان سنگدل-همه کسانی را که در حقت ظلم کرده اند-همه کسانی که به خاطر عقیده وانتخابت توهین کرده اند را دوست داشته باشی تا از نظر روانی سالم سالم باشی... سخت است. خیلی سخت است... این روزها دارم تمرین می کنم. اما نمی توانم وگاه نمی خواهم.... مگر می شود آخر؟ چگونه به يك وبلاگ نويس موفق تبديل شويم؟! نویسنده: فیلیکس سالمون چرا وبلاگ داشته باشیم؟
توصيههاي يك اقتصاددان به وبلاگ نويسان
مترجمان: مریم کاظمی، دومان بهرامیراد
من میزبانی یک سمینار وبلاگنویسی مربوط به همایش سالانه انجمن روزنامهنگاران را بر عهده دارم. در این جا تعدادی از یادداشتهایی که برای افتتاحیه همایش تهیه کردهام را میآورم.

اساسا سه دلیل برای وبلاگنویسی وجود دارد که دو تای آنها خوب و دیگری بد است.
این روزها بسیاری از شرکتها از رسانههای بزرگی همچون رویترز گرفته تا شرکتهای تازه وارد، در حال استخدام وبلاگنویسان هستند. دستمزد آن هم میتواند خوب باشد و دیگر تفاوت عینیای بین آنچه که یک وبلاگنویس تمام وقت دریافت میکند و آنچه که به یک روزنامهنگار تمام وقت پرداخت میشود، وجود ندارد. کار میتواند دشوار باشد و وبلاگ میتواند زندگی شما را ببلعد، اما در عین حال، هنگامی که وبلاگی به شما داده میشود که مالک آن خودتان هستید، این میتواند به شما یک حس فوقالعاده از آزادی بدهد. به عنوان مثال، من در سال گذشته از برلین راجع به رکود مالی در وبلاگ مینوشتم - اما مادامی که من مطالب خوبی در وبلاگ مینوشتم، کسی اهمیت نمیداد که در کجا مستقر هستم. ...


